کلاس درس
هوا ،بارانی است و فصل پاییز/گلوی آسمان از بغز، لبریــز
به سجده آمده ابری که انگار، شده ،از داغ تابستانه سر ریز
هوای مدرسه، بوی الفبا / صدای زنگ اول، محکم و تیز
جزای خنده های بی مجوز ، وشادی ها و تفریحات نا چیز
برای نو جوانی های ما بود/فرود خشم و تحمت های یک ریز
رسیده اول مهر و درونم/ پر است از لحظه های خاطر انگیز
کلاس درس خالی مانده از تو/من و ، گل های پژمره، سر میز
....هوا، پاییزی و بارانی ام من...
هوا پاییزی و بارانی ام من / درون خشم خود زندانی ام من
چه فردای خوشی را خواب دیدیم/ تمام نقشه ها بر آب دیدیم
چه دورانی،چه رویای عبوری/چه جستن ها به دنبال ظهوری
...منو تو ،نثر بی پرواز بودیم...
منو تو نثر بی پرواز بودیم/اسیر پنجه های"باز" بودیم
...هـمان بـازی کـه با تیغ سر انگشت/ به پیش چشم های من تو را،،کُشت
تمام آرزو ها را فنا کرد/دو دست دوستیمان را، جدا کرد
...تو جام شوکران را سر کشیدی...
توجام شو کران را سر کشیدی/ به ناگه از کنارم پر کشیدی
به دانه دانه اشک مادرانه/به آن اندیشه های جاودانه
به قطره قطره خون عشق سوگند/به سوز سینه های مانده در بند
دلم ،صد پاره شد بر خاک افتاد/به قلبم از غمت صد چاک افتاد
بگو...بگو، انجا که رفتی شاد هستی؟/در آن سوی حیات ، آزاد هستی؟
هوای نوجوانی خاطرت هست؟/هنوزم عشق میهن در سرت هست؟!
بگو آنجا که رفتی هرزه ای نیست؟!/ "تبر" تقدیر سرو و سبزه ای نیست؟!
کسی دزد شعورت نیست آنجا؟!/ تجـاوز به غرورت نیست آنجا؟!
خبر از گور های بی نشان هست؟!/ صدای زجه های مادران هست؟!
بخوان هم درد من ، هم نسل و همراه/ بخوان شعر مرا با حسرت و آه
دو باره اول مهر است و پاییز / گلوی آسمان از بغز لبریز
منو، میزی که خالی مانده از....
منو ، میزی که خالی مانده از تو /و گل هایی، که پژمرده سر میز...



.
.
